عصر ما عصر فريب ... عصر اسماي غريبه
عصر پژمردن گلدون ...چتراي سياه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه ...وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده ... قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطي شقايق ... بشينيم تو يه قايق
بزنيم دل و به دريا ... من و تو تنهاي تنه
خونه هامون پر نرده ... پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده ... لباي بدون خنده
چشما خوئه سواله ...مهربون شدن مهاله
نه براي عشق ميلي ... نه کسي به فکر ليلي
کاش تو قحطي شقايق ... بشينيم تو يه قايق
بزنيم دل و به دريا ... من و تو تنهاي تنها
اونقده ميريم که ساحل ... از من و تو بشه غافل
قايق و با هم ميرونيم ... اونجا تا ابد ميمونيم
جايي که نه آسمونش نه صداي مردمونش ... نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلاي گل فروشش ... مثل اينجا آهني نيست
مثل اينجا آهني نيست ...پس ببين يادت بمونه
کسي هم اينو ندونه
زنده بوديم اگه فردا ...وعده ما لب دريا
زنده بوديم اگه فردا ...وعده ما لب دريا
زنده بوديم اگه فردا ...وعده ما لب دريا
نظرات شما عزیزان: